Home / خواندنی / قدمی برای شروع‌های محکم‌تر: چرا پروژه بقال‌چی متوقف می‌شود؟

قدمی برای شروع‌های محکم‌تر: چرا پروژه بقال‌چی متوقف می‌شود؟

«بقال‌چی» نزدیک به ۵ ماه است که فعالیت‌اش را در زمینه رسانه ویدیویی محصولات سوپرمارکتی شروع کرده است اما پس از ۵ ماه با تمام علاقه قلبی که به بقال‌چی، زمینه کاری‌اش و مخاطبانمان داریم تصمیم گرفته‌ایم که به کار بقال‌چی پایان دهیم. در این مطلب به علت‌هایی که باعث پایان کار بقال‌چی شد می‌پردازیم و تجربیاتی را که در این مدت بدست آورده‌ایم را با شما به اشتراک بگذاریم. تمام مطالبی که در این مقاله ذکر شده صرفا تجربیات تیم ماست و ممکن است در مورد افراد دیگر صدق نکند و اگر شما بتوانید مشکلاتی که ما داشته‌ایم را رفع کنید و علاقه به تمرکز مالی و زمانی در این حوزه داشته باشید ممکن است بتوانید در این زمینه موفق شوید.

بقال‌چی چه بود؟

«بقال‌چی» یک رسانه تازه تاسیس از مجموعه خدمات شرکت «تحلیل‌ارتباط‌برنا» بود که به بررسی و مقایسه محصولات سوپرمارکتی می‌پرداخت. هدف اصلی بقال‌چی معرفی محصولات جدید سوپرمارکتی و مقایسه محصولات مشابهی که برند‌های مختلف تولید می‌کنند و معرفی بهترین‌ آنها به مخاطبان بود.

محتواهای تولید شده توسط پروژه بقال‌چی از طریق سایت، صفحه آپارات، صفحه یوتیوب، اینستاگرام و توییتر در دسترس مخاطبان قرار می‌گرفت.

قرار بود چه اتفاقی بیفتد

پروژه بقال‌چی از یک دغدغه شخصی و علاقه‌مان به حوزه FMCG (محصولات تندمصرف) نشات گرفت و زمانی که این دغدغه را با دوستانمان به اشتراک گذاشتیم تصمیم گرفتیم بقال‌چی را راه‌اندازی کنیم.

در ابتدا تنها نکته‌ای که به آن توجه داشتیم محتوا و نحوه ارائه آن بود و به جنبه‌های مالی و درآمد بقال‌چی فکر نمی‌کردیم. آن روزها درگیر راه‌اندازی چند پروژه دیگر هم بودیم و تصور می‌کردیم می‌توانیم بقال‌چی را هم در کنار دیگر پروژه‌ها جلو ببریم اما بعد از شروع کار و فیلم‌برداری‌ها متوجه شدیم بقال‌چی خیلی بیشتر از چیزی که فکر می‌کردیم وقت و انرژی می‌گیرد و باید به صورت تمام‌وقت برایش وقت و انرژی بگذاریم.

همچنین هر چه جلوتر می‌رفتیم به دلیل هزینه‌هایی که بقال‌چی برایمان داشت و نیاز به تبلیغاتی که برای رشد بقال‌چی احساس می‌کردیم بیشتر از قبل متوجه می‌شدیم این بازار از نظر کسب درآمد پیچیده‌تر از چیزی است که فکر می‌کردیم.

چرا تصمیم گرفتیم پروژه بقال‌چی را ادامه ندهیم؟

همزمان با بقال‌چی پروژه‌های دیگر ما رو به پیشرفت بود و فشار کاری آن پروژه‌ها که برایشان بازار بزرگ‌تر، درآمد پایدارتر و آینده روشن‌تری متصور هستیم و سنگینی کار بقال‌چی از سمت دیگر تیم نه چندان بزرگ ما را مجاب کرد تا تصمیم جدی‌تری در مورد بقال‌چی بگیریم.

همچنین به دلیل عدم کسب درآمد از طریق بقال‌چی و بودجه محدودی که برای این پروژه کنار گذاشته بودیم از نظر مالی با محدودیت روبرو شدیم و تصمیم گرفتیم وارد فاز کسب درآمد شویم اما در این راه مشکلات زیادی بود:

تخصصی نبودن مخاطبان حوزه FMCG

 در ابتدای راه برای کسب درآمد از طریق بقال‌چی به جذب سوپرمارکت‌های آنلاین و برند‌های سوپرمارکتی برای تبلیغات در صفحات‌مان فکر کرده بودیم اما چون محصولات سوپرمارکتی جامعه هدف خاصی ندارند و تمام اقشار جامعه مشتریان این محصولات هستند تلاش ما در این حوزه در کنار اینفلوئنسرهای دیگری که سال‌هاست در اینستاگرام و دیگر شبکه‌ها فعالیت می‌کنند جایگاهی نداشت. در واقع کمتر کسی مخاطب تخصصی محصولات سوپرمارکتی است و معرفی یک آبمیوه جدید در بقال‌چی تفاوتی با صفحات پرمخاطب دیگر نداشت.

تاثیر کم تبلیغات در یک صفحه اینستاگرامی برای صنعت FMCG

تفاوت بزرگ تستر بودن در زمینه محصولات سوپرمارکتی با رستوران‌ها یا کافی‌شاپ‌ها در این است که افزایش تعداد مشتری در یک رستوران یا کافی‌شاپ بعد از تبلیغ از طریق تسترهای این حوزه کاملا قابل مشاهده است. همچنین یک مشتری جدید برای کافی‌شاپ یا رستوران باعث افزایش سود برای مالکین آن مجموعه است، پس دادن تبلیغ به تسترهای این حوزه از نظر اقتصادی قابل اندازه‌گیری و توجیه‌پذیر است. اما در زمینه محصولات سوپرمارکتی به دلیل غیرقابل اندازه‌گیری بودن افزایش فروش یک محصول و سود کم هر محصول برای شرکت‌ تولید‌کننده سپردن تبلیغ محصولات سوپرمارکتی به تسترهای این حوزه توجیه اقتصادی ندارد.

از این رو برای برند‌های بزرگ سوپرمارکتی جایگاه و تاثیر مثبتی که تبلیغات شهری مثل بیلبوردها یا تبلیغات تلویزیونی دارند با تبلیغات اینستاگرامی برابری نمی‌کند و برندهای بزرگ بیشتر تمایل به تبلیغ از طریق آن شیوه‌های سنتی دارند. همچنین مدیران بازاریابی این شرکت‌ها به دلیل بودجه بالایی که در اختیار دارند و حتی متاسفانه در موارد معدودی سودی که از هر قرارداد تبلیغاتی بدست می‌آوردند به خرج‌های بزرگ علاقه بیشتری نشان می‌دهند تا خرج‌های کوچک تبلیغاتی.

در کنار این موضوع، بسیاری از برندهای سوپرمارکتی مسئولیت تبلیغاتشان را به آژانس‌های تبلیغاتی سپرده‌اند که آن آژانس‌ها هم مدیوم‌ها و شیوه‌های تبلیغاتی خودشان را دارند و علاقه زیادی به امتحان کردن روش‌های تازه ندارند.

سلیقه‌ای بودن بررسی محصولات سوپرمارکتی

اگر بررسی محصولات سوپرمارکتی را با بررسی محصولات الکترونیکی یا خانگی مقایسه کنیم می‌بینیم که محصولات الکترونیکی یا خانگی دارای یک سری پارامتر و ارزش‌های مشخص هستند که با بررسی‌های تخصصی و آزمایشی می‌توان آن پارامترها را ارزیابی کرد اما در بررسی محصولات سوپرمارکتی پارامترهای مشخصی وجود ندارد و بررسی ارزش غذایی محصولات هم به آزمایشگاه مجهز و هزینه بالا نیاز دارد که برای ما در این مرحله قابل توجیه نبود. بعلاوه بررسی محصولات سوپرمارکتی در مقایسه با ماشین و محصولات الکترونیکی بسیار سلیقه‌ای است و نمی‌توان نتیجه‌ای قطعی و مشخص به مخاطبین داد.

ریسک پایین تست محصولات برای مخاطبان

یکی از تفاوت‌های عمده بین بررسی محصولات سوپرمارکتی و محصولات دیگر حوزه‌ها قیمت پایین آنهاست. این موضوع سبب می‌شود که افراد ریسک بالایی برای تست محصولات جدید نداشته باشند و علاقه‌مندان و گیک‌های این حوزه ترجیح دهند خودشان محصولات را تست کنند.

مشکلات تولید محتوا با بی‌طرفی و صداقت

از روز اولی که بقال‌چی راه‌اندازی شد صداقت و بی‌طرف بودن در بررسی و مقایسه محصولات سوپرمارکتی اولویت اول ما بود اما خب، فکر نمی‌کنم برندی علاقه داشته باشد هزینه کند تا کسی از محصولش انتقاد کند به همین دلیل خیلی از برندها علاقه‌ای به بررسی صادقانه یا مقایسه محصولات‌شان با برندهای دیگر نداشتند.


با این توضیحات امروز اعلام می‌کنیم که بقال‌چی امروز پس از جذب بیش از ۱۰۰۰۰ مخاطب به کار خودش پایان می‌دهد. واقعیت این است که ذات کارهای جدید و نوپا در این است که احتمال عدم رسیدن به نقطه پایداری در آنها همیشه وجود دارد و ما از این بابت ناراحت نیستیم. ما تجربیاتی که کسب کرده‌ایم را با انرژی بیشتر در پروژه‌های آینده شرکت تحلیل ارتباط به کار می‌گیریم تا بتوانیم نتیجه‌ای بی‌نقص و راضی‌کننده به مخاطبان‌مان ارائه دهیم.

با احترام
آذین نبی
مدیر محتوای بقال‌چی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *